درباره کنسول ها
من دارم درباره کنسول ها
این احساس را به چالش و حتی که من به شما در جهان تا 6/3/11، به جای شما در خانه من است، به طور مستقیم به شما بگویم که چقدر شما به من به معنای قبول. کلمات تشکیل شده اند، و آنها احساس عدم کفایت کنند.
- لنگر من به مدت 15 سال بوده است.
- شما بخشی از تعریف از وجود من شده اند.
- اسکریپت های روزانه من شما گنجانده شده است.
- ما بسیار به یکدیگر وفادار بوده اند و با هم وجود داشته است در فراز و نشیب است. من شما را از طریق یک حمله سگ تهدید کننده حیات، جراحی لگن و تغییرات مختلف زندگی nursed، که شما به من ثابت، همراه و دوست داشتنی بودن nursed، هر چند در زمان متمایل به ریاست مابی و اذیت کننده است، درست مانند من بود.
عزیز درباره کنسول ها، چگونه وفاداری من به تو من همچنان در حال حاضر؟ چگونه می توانم ادامه مراقبت از شما را در حال حاضر؟ این مرحله در خط زندگی و کار من با شما متناسب نیست. کجا می توانم از اینجا بروم؟
من و نه برای داستان من و تو برای پایان دادن به آماده بود. شاید شما می دانستم و شما به من در روز جمعه را ترک کرد که همسر من می تواند کمک کند که آخر هفته با دخترم تا من می توانم غمگین و می روم بعد از پسر من از مدرسه بود، او آنجا خواهد بود فردا که شوهرم به سرکار برود. او نیز در امان داشتن را به صورت مدرسه در طول این زمان به بهبود است.
من نمی تواند به شما دیوانه چرا که به من وفادار نیست و اختصاص داده شده به شما را. اما من دیوانه در چیزی برای گرفتن و دور از من در راهی است که من حتی نمی تواند شما را وادار به عقب احساس. شانس مراسم در این طول عمر برای من وجود ندارد و زمانی که شما از دست رفته و من شما را در پناه یافت.
عبور شما یک راه حل مانند زخم های قبلی خود را ندارد، من می توانم آن را درست کنند، و من در کنترل. که باید بخشی از خشم پدر و مادر و وفادار، احساس می کنم. من شما را ترک نمی کند و من تو را به انتهای زمین، که من می دانم که تو را برای من انجام دهید. اما شما را بر روی این زمین در حال حاضر شده اند و من فلج شده و از دست رفته با غم و اندوه و شوک. اکنون چه؟ چگونه می توانم به جلو بدون تو در کنار من رفت؟
شما پتو امنیتی ندانسته ام به مدت 15 سال بوده است. همه به خوبی در سطح ثابت و یک پایه، زمانی بود که شما در تصویر می بود. تو به من کمک کرد احساس امنیت و بر اساس، محور و دوست داشتنی. این سخت است که در هر فضا در خانه ام نگاه کنند و متوجه است که شما در آن موجود نیست. با تو در زندگی من، روز به نظر می رسید sunnier، گل احساس زیباتر و بوی بهتر. من بیشتر در مورد داشتن گیاهان تو خودت باید رشد کنی و لذت بردن از آب و هوای گرمتر با شما مراقبت. من نسیم را از طریق شما لذت می برد، تماشای آن را استشمام کنید، جوابی نیامد و در خورشید و محیط اطراف شما در حیاط پشت ما، تنها در هفته گذشته است. چگونه می توانم تجربه و لذت بردن از زندگی بدون تو؟
رو به وخامت سلامت و بهداشت به من فرستاده شده به اشک، که من به نظر اجتناب ناپذیر با سن شما مجبور شد. خواندن در مورد کمک های بالقوه بیماری خود (که من آگاه بود) به من امید بده، که من به برگزار شد که شما رفت و به دامپزشک جمعه، 6/3 داد. فرض کردم شما خواهد آمد که شب را با دارو تا کارها را، و من به رژیم مراقبت از من برای شما و بقیه بچه ها من ادامه خواهد داد. من خوب آماده نبودم به نظر شما ممکن است خانه برمی گردند. حالا من سعی می کنم به التماس کردن به هر لحظه ای از آن روز، آن را به عنوان به پایان رسید تا من با شما بودن. اگر من شناخته شده آن خواهد بود، آن را راحت تر باشد؟ و یا آن را مانند کودکانی که گرفتن یک شات واکسن، زمانی که شما ممکن است بخواهید آنها لحظه ای دقیق به دانستن و پریشان می شود، برای کاهش درد و ترس از پیش بینی است؟
وفاداری خود را به فرزندان من، چه کسی به شما تماشا ورود به جهان، رشد گسترش، و دوستت دارم. انتخاب شما در پایان روز، هر روز به نزدیکی من رو تو خواب، حتی زمانی که پاها پشت خود را به عدم اخیرا، و شما می توانید بدن خود را با فشار به نقطه خود را در اتاق و زندگی من. هنگامی که ما محدود چقدر به شما بدن خود را با محدود کردن شما تحت فشار قرار دادند و شما و اعتراض با پارس خود را متوقف و من با اندوه پر شده بود، از شناخت خود را به استعفا شد به یک مرحله جدید است. درباره کنسول ها بود که من می دانستم که ندارد، و من ترسیده بود.
من خیلی متاسفم برای بودن خیلی بد در اجازه دادن به شما بروید، و در صورتی که شما بیشتر باعث رنج و بار سنگین تر است. و متاسفم برای خودخواهی من، در تفکر، هرگز وجود ندارد، زمان خوبی برای شما برای رفتن. شما به پایان رسید تا پس از من حتی در عبور از شما با تضمین من با حمایت مورد نیاز بود.
تا آنجا که من در از دست دادن تو آسیب دیده باشم، من هرگز عشق تو در زندگی من به ارمغان آورد و از خانواده ام 15 سال گذشته، که همیشه بخشی از وجود من خواهد بود پشیمانی. شما خجسته من و خانواده ام بهبود کاریی. تشکر از شما، درباره کنسول ها، "نماز" جواب داد: به عنوان نام و نام خانوادگی خود را به این معنی است. دعا می کنم که من به شما روزی را ببینید، خود را در فرم فیزیکی اوج، پرواز را از طریق هوا به گرفتن frisbee و تعقیب توپ تنیس.
توپ تنیس به من شما را همراه با هر چیز دیگری به یاد. در حال حاضر، فقط بیدار شدن از خواب، تنفس و نگاه کردن به هر چیزی مرا یاد تو می افتم. قلب من درد و خالی در همان زمان احساس می کند. من نمی خواهم در مورد شما فکر نمی کند و اجازه شما را در هر حال احساس بی وفا بود بی وفا. دادن بدن شما احساس بی وفا. من هرگز قادر به احساس گوش نرم افزار خود را که احساس می مانند گوش بره گیاه در حیاط من خواهد بود.
دو تعطیلات آخر هفته پیش، من متوجه گوش مثلثی خود را perked که شما lounging در کنار شوهرم در پارک. شما به نظر نمی آید ساله. زیبا، با شکوه، بی سر و صدا، و افتخار است. نگاه کردن به چشمان شما احساس من در روح قدیمی دنبال شد و شما می توانید از روح من است. من سپاسگزار برای انتخاب به این چشم نگاه کنید تا شما را از این جهان به تصویب رساند. و سپس من در نزد مخوف از بدن خود را بالا و پایین با نفس نگاه. هنوز. چشم و نگاه شما همان باقی مانده است.
درباره کنسول ها، من شما را برای همیشه لطفا برای دوست داشتن. شما بخشی از من و خانواده ام و همیشه هم خواهد بود. من خواهد بود به افتخار شما هر زمانی که دوست دارم و پرورش خانواده ام که من همیشه وفادار باشند، به عنوان شما شده اند. بقیه در صلح و صفا، من شاهزاده درباره کنسول ها و در حال حاضر فرشته من.
درباره کنسول ها، کالین، و Bhalloo 1/18/10
نظرات اخیر